اشعار سید محمدرضا شمس (ساقی)

ساغر خیال
آخرین نظرات

دوستان! موسم فروردین است

سه شنبه, ۱۰ فروردين ۱۴۰۰، ۰۷:۱۳ ب.ظ

(فروردین)

 

موسم فرّخ فروردین است
فرصت نسترن و نسرین است

 

رستخیزی‌ست دگر، فصل بهار
که مصفا و بهشت ‌آیین است

 

کِلک نقّاش ازل را بنگر...
گر تو را چشم حقیقت ‌بین است

 

آفرین‌ بر قلم صنعش باد
پرده‌ای زد که بسی رنگین است

 

بس درخشان شده هر جا ، بینی :
نقره‌گون دشت و ، دمن زرّین است

 

بوم پر نقش و نگاری‌ست زمین
گوییا مأمنِ حورالعین است

 

گل و گلگشت و تماشای بهار
غم ‌زدای دل هر غمگین است

 

فصل شادی و نشاط است و سُرور
خاطر غمزده را تسکین است

 

بلبلان نغمه ی مستانه زنند
نغمه‌‌هایی که بسی شیرین است

 

آسمان، غرق تماشا شده اَست
بر زمین، مات، رخِ پروین است

 

چون عروسی‌ست زمین، فصل بهار
«که سبک‌روح و گران کابین است»

 

تیر و کیوان و زحل، چون پروین
مشتری آمده و ، مسکین است

 

باده از جام لب لعل نگار
نوشدارو بُوَد و نوشین است

 

(ساقیا) باده چه حاجت که مرا
مستی از موسم فروردین است.

 

سید محمدرضا شمس (ساقی)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی