اشعار سید محمدرضا شمس (ساقی)

ساغر خیال
آخرین نظرات

ای معلم شمع بزم آرای جان!

يكشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۷:۳۳ ب.ظ

(عِطر دانش)

 

ای معــلم! شمــع بـزم آرای جــان
روشـنی‌بخش زمیـــن وآسمــــان

 

بـا مصــائب سـاختـی وسـوختی
تـا کـه مــا را ، واژه‌ای آمــوختی

 

مکتب عشاق ، از تأسیس توست
عاشقی سرمایه‌ی تدریس توست

 

تـا که ما را درس عشق آمـوختی
چشـم ما را بر بـــدی‌هــا دوختی

 

ای معــلم! ای بــزرگ اســتاد مهر
ای فــروزان‌تــر زخورشــید سپهر

 

ای چـــراغ معـــرفـت آمـــوز مــا
روشــنایی‌بخـش شـام و روز مــا

 

مـا گل بـــاغ و گلســتان تـوییــم
جمله شـاگـــرد دبســتان تـوییــم

 

عطر دانش از شمیم روی توست
صورت گل سیرت نیکوی توست

 

چشــم ما هــر روز از روی شمـــا
می‌شود روشن به الطــاف خــدا

 

در گـلـســــتـان ادب ، آلالــــــه‌ای
نـور علمی، معــرفت را هــالــه‌ای

 

چون اساس قصر علــم و دانشی
بــرج دانـش را تــو در افــزایشی

 

در سپهــر معـــرفت ، آمـــوزگـــار
ذرّه از تو می‌شـود خــورشــیدوار

 

گر که اکنــون تـابشـی از مـا بــود
از فـــروغ روی تــو یکجــــا بــود

 

ما همه‌ جسمیم و روح ما تــویی
بی تو ما غرقیم و نوح ما تــویی

 

تـوسن اندیشه زیــر پــای توست
برترین شعــر زمـــان آوای توست

 

ای معــلم! مـا بــدهکـــار تـوییــم
تـا ابــد، مـدیـون ایثـــار تـوییــم

 

ای معــلم! خــانــه‌ات آبـــاد بـــاد
نــام تـو همواره ما را یـــاد بــــاد

 

(ساقی) میخـانه‌ی عـرفـان تویی
آنکه سازد مست جـاویدان تویی

 

سید محمدرضا شمس (ساقی)

1375

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی